باخودم قرار گذاشته بودم ک دیگه برات ننویسم ...
دیگه سراغ هرچیزی ک به تو مربوط میشه نرم...
دیگه دم به دیقه پستاتو چک نکنم ...
دیگه منتظر این ک ، الان یکی بم پیام میده و اون تویی ....نباشم
نمیدونم چرا نمیتونم...
دلم کاری کرد ک غرورم شکست....
بخاطرت بعدازکلی کلنجار رفتن با خودم...
بین تو و غرورم...تورو انتخاب کردم...
لعنتی تورو انتخاب کردم....
اما تو چیکار کردی...
بازم رفتی...بازم فرار کردی
نمیدونم چراااا...
حتما دوسم نداری....
.
.
.
.
.
.
لعنت به من...
خسته شدم....چقد امتحان ...چقد صبر ...چقد انتظار
خداجون حواست به منو دلم هس؟؟؟؟
قشنگ ترین دوران زندگیمو هر روز با ناامیدی میگذرونم....
و این همش تقصیر توئه....
خدایا هیچ کسی رو درگیر عشق یه طرفه نکن....
بدترین امتحان تو زندگی همینه....
هووووف
نگار همیشه تنها
برچسب:
نویسنده: یلدا نجفی